طلوع درگهان

متن مرتبط با «شدت» در سایت طلوع درگهان نوشته شده است

بادادوفریادهای برادرم از خواب پریدم، اواز شدت درد شکم به خود می پیچیدوناله وگریه می کرد

  • نیلوبلاگ

    بادادوفریادهای برادرم از خواب پریدم، اواز شدت درد شکم به خود می پیچیدوناله وگریه می کرد.ساعت حدود 2شب بود.مادرم ویکس آورد و به شکمش مالید،خوب که نشد هیچ،بد تر هم شد.پدرم گفت که باید ببریمش دکتر.او با چشم خواب آلودبا گوشی موبایلش به عمویم زنگ زد. بعد از حدود20 دقیقه عمویم آمد.برادرم را سوار ماشین کردیم و به همه ی مطب ها سر کشیدیم،اما هیچ دکتری از خواب بیدار نشد. سپس او را به درمانگاه بردیم ولی هیچ کس به داد برادرم نرسید.آخرمجبور شدیم او را به بیمارستان قشم...

    ادامه مطلب