طلوع درگهان

متن مرتبط با «کرد» در سایت طلوع درگهان نوشته شده است

درست هزینه کردن

  • نیلوبلاگ

    یک ماه به عروسی برادرم باقی مانده بود.درخانه ما غلغله بود.همه برای عروسی برنامه ریزی می کردند.از سه ماه پیش لباس های عروس رادوخته ولوازم عروسی را آماده کرده بودند.مادرم دلهره داشت که لباس عروس اوازهمه عروس ها بهتر باشد.خدا می داند مادرم چند بار به روستای کووه ای، رمکان ،هلر وشهر قشم جهت دوختن شلوار پیراهن وخریدچادرودمپایی رفته بود. یک بار می گفت این شک به این شلوار نمی آید، یک بار می گفت رنگ لباس ها شاد نیست، یک بار می گفت ست ناخن گیر کم دارد، یک بار می...

    ادامه مطلب
  • بادادوفریادهای برادرم از خواب پریدم، اواز شدت درد شکم به خود می پیچیدوناله وگریه می کرد

  • نیلوبلاگ

    بادادوفریادهای برادرم از خواب پریدم، اواز شدت درد شکم به خود می پیچیدوناله وگریه می کرد.ساعت حدود 2شب بود.مادرم ویکس آورد و به شکمش مالید،خوب که نشد هیچ،بد تر هم شد.پدرم گفت که باید ببریمش دکتر.او با چشم خواب آلودبا گوشی موبایلش به عمویم زنگ زد. بعد از حدود20 دقیقه عمویم آمد.برادرم را سوار ماشین کردیم و به همه ی مطب ها سر کشیدیم،اما هیچ دکتری از خواب بیدار نشد. سپس او را به درمانگاه بردیم ولی هیچ کس به داد برادرم نرسید.آخرمجبور شدیم او را به بیمارستان قشم...

    ادامه مطلب